Şule Özkan
13 آگوست 2026•بهروزرسانی: 13 آگوست 2026
آنکارا / خبرگزاری آنادولو
گفتمان «ارزشهای یهودی-مسیحی» که مدتها در سیاست غرب به عنوان بیانی از میراث مشترک مذهبی و فرهنگی ارائه میشد، در سالهای اخیر به یک مرز سیاسی تبدیل شده است که مشخص میکند چه کسی به جامعه تعلق دارد، مسلمانان را مستثنی میکند و حمایت بیقید و شرط از اسرائیل را مشروعیت میبخشد.
مبشری تَزَمَل، معاون مدیر «ابتکار پل» در دانشگاه جورج تاون که در مورد اسلام هراسی تحقیق میکند، در گفتوگو با خبرنگار آنادولو در مورد نقش و تأثیر این اصطلاح بر مباحث پیرامون نسلکشی در غزه، اظهار داشت: برداشتهای اجتماعی از اسلام و مسلمانان توسط زبان مورد استفاده شکل میگیرد و زبانی که در غرب برای به تصویر کشیدن مسلمانان به عنوان خطرناک، خشن و تهدیدی برای کل جامعه استفاده میشود، باعث شده است که شناخت عمومی از اسلام همراه با تعصب باشد.
تَزَمَل گفت: زبان، درک و دانش ما از اسلام و مسلمانان را شکل میدهد. وقتی زبانی که استفاده میشود، آنها را خطرناک، خشن و تهدیدی برای کل جامعه جلوه میدهد، برداشت عمومی از این دین و پیروانش به طور جدی جانبدارانه و مشکلساز میشود.
او خاطرنشان کرد که اصطلاح «ارزشهای یهودی-مسیحی» که در سالهای اخیر رواج یافته است، مسلمانان را نژادپرستانه جلوه میدهد و آنها را بر اساس هویت مذهبیشان به خارج از «ما»ی ملی سوق میدهد.
وی اظهار داشت: سیاستمدارانی مانند بنیامین نتانیاهو از این مفهوم بیشتر به عنوان ابزاری برای طرد و حذف استفاده میکنند تا توصیف مشترکات الهیاتی. این گفتمان شکاف «ما» و «آنها» را ایجاد میکند. در فضای سیاسی امنیتیشده پس از یازده سپتامبر، مسلمانان دیگر صرفاً به عنوان «دیگری تمدنی»، یک اقلیت یا یک مهاجر دیده نمیشوند، بلکه به عنوان دیگری نژادی و مذهبی و بنابراین به عنوان دشمنان داخلی دیده میشوند.
تَزَمَل اظهار داشت: سیاستمداران از اصطلاحاتی مانند تصاحب جمعیتی، پر کردن کشور و اشغال استفاده میکنند. بنابراین، مسئله فراتر از صرفاً ضدمهاجر بودن میرود؛ بلکه به این تبدیل میشود که «ما آنها را دوست نداریم و آنها تهدیدی برای سبک زندگی ما هستند». سپس، محدود کردن حقوق و ورود به کشور و در شدیدترین حالت، اخراج مسلمانان، مشروعیت مییابد.
او خاطرنشان کرد که این رویکرد، نسلکشی در غزه را نه به عنوان یک مسئله سیاسی و بشردوستانه، بلکه به عنوان یک درگیری وجودی ارائه میدهد.
وی گفت: حمایت بیقید و شرط از اسرائیل به عنوان حمایت از «طرف ما» در جنگی که در آن اجازه بحث در مورد غیرنظامیان داده نمیشود، مطرح میشود. مسلمانان و یهودیانی که از نسلکشی و سیاستهای غیرانسانی اسرائیل در غزه انتقاد میکنند، به عنوان افرادی با نگرانیهای مشروع دیده نمی شوند، بلکه به عنوان تهدیدات داخلی به تصویر کشیده میشوند.
به گفته تَزَمَل مسلمانان به عنوان یک بلوک یکپارچه و هماهنگ که در تلاش برای تصرف کشور هستند، معرفی میشوند. تغییر جمعیتی نه به عنوان یک تحول طبیعی، بلکه به عنوان یک حمله به تصویر کشیده میشود. سپس، محدود کردن مهاجرت، نظارت بر جوامع، لغو شهروندی و انکار تعلق، به عنوان دفاع مشروع از خود به بهانه «ما از خودمان محافظت میکنیم» ارائه میشود.
تَزَمَل خاطرنشان کرد که یک مطالعه اخیر در اروپا نشان داده است که تقریباً نیمی از مسلمانان تبعیض را تجربه میکنند و در بریتانیا، مسلمانان در حدود نیمی از جرایم ناشی از نفرت با انگیزه مذهبی هدف قرار میگیرند.
او در پایان اظهار داشت که لفاظیهای ضد اسلامی اکنون از مرزهای راست افراطی یا گروههای حاشیهای فراتر رفته و به بخشی از سیاست جریان اصلی تبدیل شده است.